ZATM

کانال رسمی شمیم حیدری – Telegram

کاش من رو هم ببینی خدا. … بدون توجه به آدرسش، کاغذ رو تا می‌کنم و داخل جیبم سُر می‌دم، رو می‌کنم به نعناع و … خونه بوی تمیزی و شادابی می‌گیره و من چقدر حسرت این خونه رو می‌خورم که شبیه خونه آرزوهای منه. … مچ دست چپم رو بالا میارم و نگاهم روی ساعتِ پنج بعد از ظهر کشیده می‌شه. … بدن دردم کم بود که سنگینی بغض و قلبم بهش اضافه شد.

آرامش شکلاتی – Telegram

اگه اون قدر خوب و … به حال برادری که رفت و نتونست واسه این روزا پیش خواهرش بمونه گریه کردم… به حال خودمو و …

10 نشانه واضح که شما مبتلا به بیماری پانیک اتک (وحشت …

بسیاری از مردم از اصطلاح پانیک اتک به ساده گی استفاده می کنند و با عصبانی … های این بیماری بسیار خطرناک، پیشنهاد می کنم قبل از مطالعه این مطلب، مطلب زیر رو هم … شب به خیر گذشت برگشتم از مسافرت هی تو گلوم غذا گیر میکرد انگار بعد ۱‌ماه یهو … دوستان سلام شما هم بعد حمله احساس سنگینی سر دارید من سرم سنگین میشه بعد …

دست نوشته های دل | دلنوشته – blogfa

میترسم یادم بره گریه های از سر عجزمو،. خدایا…!!! خدایا تو رو به بنده های خوبت نذار فراموش کنم این روزا و شب هایی رو پشت سر گذاشتم… خدایا اگه داشت یادم میرفت،یادم …

شعر – اشعار خاطره انگیز

با ثبت این اشعار در این قسمت به دیگران نیز فرصت سهیم شدن در آن احساس زیبا را دهیم. … این شعر رو از بلاگ کیانا کپی کردم و به یادش اینجا میذارم. و آب بود که …

13 توصیه آسان برای رفع بوی بد دهان

می‌ توانید چند عدد قرص نعناع روی زبان یا مسواک ‌تان بگذارید و دهان‌ تان را با … كه امسال ازدواج كنم و منتظر يه خواستگار خوبم بوي بد دهانم رو هم با اين روشها به … ته زبونم رو تمیز نکنم، کاملا حس میکنم که زبونم سنگین و جرم دار هست.

Aftabgardan – معضلی به نام « قاریق بچه »! – درمان یک بیماری …

دلیل اینکه این مطلب را در صفحه اول آفتابگردان بیان می‌کنم، اهمیت آن است! احتمال می‌دهم پدرها و مادرهای … بچه نمی‌تواند آب دهانش را به راحتی قورت بدهد.

پرسپولیسی هاش بیان تو!!!

واسه من که 6 ساله شب و روز به هر بهونه ای مینویسم و ثبت خاطره میکنم شیش ماه … واسه همین خیلی وقتا بغض تو گلوم خشک میشه!! … غم عاشورا کمکم میکنه که از ته دلم گریه کنم. … به جون خودم اگه همونقدر که روی این حقیقی کار کردن روی شخصیت … کاش میتونستم یه چیزی مث باندهای سیستم سینما خانگی رو فرو کنم تو …

رمان سرگیجه های تنهایی من پارت آخر – رمان دونی

بغض تو گلوم غوغا میکرد…. ولی… … کاش میگفت دروغه… … بغضم رو به ۵بار پی در پی قورت دادن اب دهنم، فرو خوردم… … سرم رو ب*غ*ل دستش گذاشتم و با تمام وجود گریه کردم… … چطور میتونستم این دستای زخمی رو بگیرم و طاقت بیارم… … نفسم رو با خیال راحت بیرون فرستادم و سرم رو گذاشتم کنارش روی تخت…

الهه ی ناز یاسمن

پس مطمئن باش که داغ منو هم به راحتی تحمل می کنی; من مرگ گیتی رو با وجود تو پذیرفتم … ای کاش می دونستی که توی این دل صاحب مرده م ، وجدان وعشق چه جنگی با هم دارن! … منصور گریه اش شدت گرفت و بغض همه دردهایش را در قلب من خالی کرد .درد خودم روی قلبم کم سنگینی میکرد ، اندوه او را هم باید تحمل میکردم … آخه میگن سیزده به در نحسه .

دل نوشته ها – بخونی ضرر نمی کنی

فکر کنم این روزها همسری هم خیالش راحت تره از بابت تنها موندن های من. … وقتی امروز و این حال و هوای خودمو با حدود دو سال پیش مقایسه میکنم،انگار باهاش … حالا دلخوری داشتم و تحمل کردم یهو بغض شده بود و توی دلم سنگینی می کرد. … بعضی وقت ها که بغض گلومو پر می کنه دوست دارم خدا از آسمونای دور به زمین بیاد، دستم رو …

ღ ღســــــنگ صبـــــــورღ ღ | نوشته های خودم

قدم به قدم این زنگی واسم خاطرس، خاطراتی که پر از تجربس، تجربه های تلخ و شیرین. … نمی دونم خودم رو گم کردم یا آدمای اطرافم رو، شایدم راه رفت رو اشتباه رفتم. … كاش ميشد ميديدمت تا لااقل از نگاهم بخوني اين نبودنت داره هر لحظه لحظه زندگيمو از هم ميپاشونه … خوب میتونم حس کنم خیسی اشکای روی صورتتو که آروم آروم سرازیر میشن.

جلددوم برای من بخوان برای من بمان مانی مریم گفت خیلی ایران …

نه نگو این حرفودرسته یه کم جدیه اما خیلی بهش عادت کردم یه کمی دیر جوشه وگرنه من … از امیر شنیدم که یه طرح به ماجدی پیشنهاد دادین واونم خیلی استقبال کرده مانی … انگار قسمت نبود از دست غر غر شنیدن بقیه راحت شم. … بیخود نبود که وقتی میخواستم با همه خدافظی کنم حضور بردیا رو حس میکردم!! … بغض گلومو گرفت..کاش میشد نَرم!

تمام خاطرات من

نیاز دارم گریه کنم که سبک شم اما ناخودآگاه کنترلش میکنم. … البته از حق نگذریم یه کم هم روی مخ من رژه میرفتن این آقا آریاها اما خوب حقش نبود که. … کارهام هم تو دانشگاه خوب پیش میره اما ای کاش استادم در کنار ویژگیهای خوبش یکم به برنامه تر بود و من رو … ازمون جدا بشه یاد خواهرم افتادم که داشت میرفتو بغض به گلوم بدجوری چنگ میزد.

گهگاه نوشت – blogfa

و اما امسال میبینم که وقتی داداشم میگه میخوام هارد سه تراوایی بخرم اصلا چشام گرد … البته اون واسه تحریک من این حرفا رو میزد که دوباره امسالم شرکت کنم ولی دریغ از … خلاصه همین که رفتم جلو مغازه دست گذاشتم روی یه کفش و گفتم هاااا این به درد من میخوره!!! … شنبه ای که رفتم پیش مرضی دوستم یه بغض عجیبی روی دلم سنگینی میکرد.

(¯`°•.ِAshKaye Bi SeDa•AsaL.•°´¯)

کاش کسي با او مدنش غافلگيرمون کنه ، توی این روزهای سخت دلم یه بهونه میخواد … باز هم من و بغضي از تبار آريايي ، بغضي که قلبم رو داشت از جا ميکند … گه گاهي که دلم ميگيره ، پنجره قلبم رو به روي دل مشغولي هام مي بندم … باز هم همون بغض لعنتي مهمون گلوم ميشـــه … غربت بي پايان مــــــن انگار غم تنهايي من پاياني نداره و تداوم اين.

سرترالین پرافتخارترین داروی ضد افسردگی – دکتر پرویز …

از بین این داروها اولین دارویی که بسیار معروف گردید و به سرعت در سبدهای … باید این دارو را قطع کنیم وقتی اینهمه تاثیرات مثبت در زندگی خود می بیننم؟ … نسبت به آنها مقاومت پیدا میکند این عارضه متاسفانه تا زمان مصرف دارو ادامه دارد. … که آدم راحت بشه از یک برند دیگه هم خوردم اینبار کل لوله نای و گلوم رو دچار درد می …

خـــ ــیلی دلم گرفته از خیلی ها…#(×_×)

دلم ميخواد گريه كنم ولي حيف به خودم قول دادم زود شونه خالي نكنم!!# … كاش… اه# خدا بكشتت الاهي!!#… وااااي وااااااااي واااااااي واي ي ي ي خداي من خل شدم دارم … اينم واسه اونايي كه همش غرق در گذشته هان و حال و آينده رو به راحتي از ياد بردن!!# … امسال ، کوچ پرستو ها، … اين مال قبلا ها بود) الان ديگه سر سنگين شده هر از گاه يادش مياد يه رفيقي هم رو زمين …

دردهای استخوان سوز – دخترکی با طعم شکلات

نمی دونم ندای قبلی کجا رفت..چند تا ندا رو گم کردم تا حالا؟ اما این یکی..همون ندایی که مدام غصه هاشو می نوشت..مدام غصه هاشو حرف میزد الان کجاست. من الان اون ندا رو میخوام.

VIRGO & GEMINI

رفتن کیان بازگشته بود و این یک زنگ خطر برای آرشام بود . نمیخواست دوباره … کیان با غمی که روی قلبش سنگینی میکرد به گفتگوی آنها گوش میداد . شنیدن نام عسل …

ساخته شد

انگار که خودم را دیگر نمیشناسم یا در آینه ای نقش خودم را بازی میکنم. … به دستای بسته ای که بر روی دسته صندلی بود نگاه کرد. … و یه دور نگاه کردم بی توجه به حضار محترم رو صندلی مخصوص خودم نشستم و برای خودم … از همین االن میتونم بگم که امروز یکی از بدترین روزام میتونه باشه. … این بغض لعنتی خیلی داره به گ … گریه میکردم.

وﻓﺎي ﻋﻬﺪ : ﻧﺎم ﮐﺘﺎب ﯾﺎﺳﻤﯿﻦ : ﻧﻮﯾﺴﻨﺪه « ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ﻣﺠﺎزي

وﻗﺘﯽ ﻣﯿﻮﻣﺪم اﺣﺘﻤﺎل ﻫﺮﭼﯿﺰي رو. ﻣﯿﺪادم، ﺑﺠﺰ اﯾﻦ . ﻫﻤﯿﻨﮑﻪ رﺳﯿﺪم دم. ﺧﻮﻧﻪ ﻏﺰاﻟﻪ ﺑﺪون زﻧﮓ زدن در ﺑﺎز ﺷﺪ . ﺑﺪون ﻣﻌﻄﻠﯽ رﻓﺘﻢ داﺧﻞ . ﻓﺮاﻧﮏ روي ﻣﺒﻞ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮد و آروم آروم ﮔﺮﯾﻪ. ﻣﯿﮑﺮد . ﺑﻪ ﻏﺰاﻟﻪ ﻧﮕﺎه ﮐﺮدم اوﻧﻢ ﺗﻮ …